شوق پرواز

اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج

شوق پرواز

اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج

شوق پرواز

پربیننده ترین مطالب

  • ۲۸ بهمن ۹۲ ، ۲۰:۱۷ بغض
  • ۱۴ مرداد ۹۴ ، ۲۰:۴۴ دوست

آخرین نظرات

پیوندها

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شفا» ثبت شده است

دخترها دارند دنبال هم می‌دوند و می‌خندند. مریم می‌خورد زمین، محکم، یک جوری که صدای گرومپ سرش بلند می‌شود. خودش بلند می‌شود و می‌رود سمت بابایش. با دست، سرش را نشان می‌دهد و به زبان خودش(یک جوری که انگار دارد خارجی حرف می‌زند!) ناله می‌کند که خورده زمین و سرش اوخ شده. بابارضا قربان صدقه‌اش می‌رود و سرش را بوس می‌کند. مریم می‌خندد و دوباره می‌دود دنبال نرگس. دوباره بازی از سر. انگار نه انگار که همین الان خورده بود زمین. انگار سرش جدی جدی خوب شد. انگار بوس بابا واقعا درد را با خودش برد.

*

خدا جان!

زمین خورده‌ام و سرم، بدنم، روحم درد می‌کند.

تو بوس کنی، خوب می‌شوم. بوس تو همه دردها را با خودش می‌برد.

خدایا، بوسم کن!


منبع: روزهای مادرانه

شکسته بال
۱۸ اسفند ۹۲ ، ۲۰:۴۱ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱ نظر

خادم حرم امام رضا (ع) :

دختــر بچـه شفا گرفتــه بـود ازش سوال کردم
چه دیــدی و چه شنیـدی ؟
دختــرک بـا آرامشی خاص گفت هیچ .
فقط پــدرم را خبـر کنیــد !
پـــدرش را آوردنـــد .

گفت :
بابا ، امـام رضـا بهم گفت : بـه بابات بــگو بـه خواهرم چیــزی نگه !

پــدر بـه خادم گفت : دخیل کـه بستم
بـه امـام رضــا گفتـم : می خوای دختــرمو شفا نـدی شفا نــده .
اما بــرگردم قـم بــه خواهرت گلایــه میکنم . . .

السلام علیکِ یا عمه ولی الله
منبع: بصیرت 124

آقـا جان!
می خواین راهـم ندین؟ عیب نداره، راهم ندین...
اما میرم پیش خواهرتون، خـانـمـ معصومـه(سلامـ الله علیها)
گلایـــه می کنمـ و زاریـ !
شکسته بال
۰۳ اسفند ۹۲ ، ۲۲:۰۲ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱ نظر